فعلا ترجمه نداره ببخشید.....ولی حتما براتون ترجمه میکنم.

First big milestone: You turned 18!
Know what? I’m excited to not have to check in my mom at night. [Laughs] Every time we used to go somewhere, I had to let my mama know. She worries! But now that I’m 18, I don’t necessarily have to. It’s awesome.

Does she still treat you like a kid?
It’s hard for her to let go. We fight sometimes because she babies me a lot. But I know at the end of the day, she’s just being protective.

Another big change. You’ve been living part-time in LA for the past year.
Yeah I miss the seasons. It’s always warm here. The seasons were good back in Canada. I definitely miss Stratford-going back to see my family and friends and stuff. I’ll probably get a house there, ultimately.

At least you get quality time with Selena. What do you love about her?
Justin… I dunno! She carries herself in a very elegant way. And my family loves her -which is usually hard because my mom’s really picky. My mom wants, you know, a good Christian girl with good manners.

Do you understand girls better now?
Well, every girl is different, so they’re hard to figure out. Like, the way most men work is the same. But each woman works differently. It’s like I can’t figure them out! But I do know girls like you to tell them you love them and that they’re all beautiful all the time. So I do that a lot with any girl I’m with. I tell them that as much as possible.

Most romantic gift you’ve ever given?
I’m not saying to who- but I gave a girl an expensive diamond bracelet recently. It was so pretty, I knew she’d love it!

Would you and Selena ever do a duet?
Yeah. I think she’s very talented. That would be very cool. We have nothing planned- but I’m not opposed to it!

Now about all that marriage talk..
I’m not thinking about marriage yet! It’s too soon. But I definitely want kids- and more than one, because I was an only child for most of my life. I want my kids to have brothers and sisters. But I won’t go huge like Brad Pitt and Angelina Jolie. [Laughs]

Still living with your mom, right?
Yeah- and my tutor stays with us too.

Favourite school subject?
American history. It’s so much more interesting than the history we have in Canada. So much more seems to happen here- all of the wars… I find it fascinating. For least favourite, I hate math. You don’t use it! Seriously, when is the last time you used Algebra? You can use calculators.

What is your bedroom like?
Pretty plain, actually. A 62-inch TV, a white dresser, some cool lamps- that’s about it. But I have like the biggest bed ever! It looks like a spaceship – pretty modern, curved up on the sides – with a Tempur-Pedic mattress and white sheets.

Any plans to move out on your own? Your mom would be so bummed.
Well there’s nothing that she can do! But then again, I might not move out until 19 or 20. We’ll figure it out when the day comes.

Meanwhile, you’ve got a new album.
Yeah, it’s exciting. With Believe, I wanted to branch out, reach out all genres and making something that people wouldn’t expect. My last album was my first time, so I didn’t really know what I was doing. This time I got more hands on – coproducing, learning programming, developing the sound. Hopefully it’s going to be historic!

Speaking of historic, your high school graduation is around the corner!
Maybe I’ll have a ceremony. But Usher thinks that I should celebrate with all my friends, like he did when he finished school. So they’ll probably be a party

نقطه عطف : 18 سالگی شما:::::::::::

میدونی چیه؟ من از این خوشحالم که دیگه مادرم شبا واسه خواب چکم نمیکنه (اینجاش خندیده)! یا میتونم هرجایی که بخوام برم بدونه اینکه اجازه بگیرم ... این خیلی خوبه....

آیا هنوزم با تو مثل بچه ها رفتار میکنه ؟::::::::::

خب اجازه گرفتن ازش خیلی سخته ! ما با هم سر اجازه جدال زیادی میکنیم بعضی وقتا ... اما من میدونم که اون قصد محافظت از من رو داره و صلاح منو میخواد....

یکی دیگه از تغییرات بزرگت ...... تو سال گذشته بیشتر زندگیت رو تو لوس آنجلس صرف کردی..

آره دلم واسه فصل ها تنگ شده اینجا همیشه گرمه فصل ها تو کانادا خیلی خوب عوض میشن حتما یه روزی به استراتفورد باز خواهم گشت و با دوستانم و خانواده ام زندگی خواهم کرد . تو فکر خرید خونه تو اونجا هستم

یه زمان طولانی با سلنا هستی!چیه اونو دوس داری؟

اون خودش رو خیلی خوب حفظ میکنه ! و خانواده ام اونو دوسش دارن . اون همیشه سنگین هست چون مادر من خیلی سختگیر هست . مادر من یه دختر مسیحی و خوش رفتار مورد نظرش هست که سلنا اینارو داره

میدونی که دخترا بیشتر میفهمنت و می خوان تورو؟

آره!دخترا متفاوت هستند . دخترا دوس دارن که مردهاشون دوسشون داشته باشن و این رو بهشون بگن ...

رومانتیک ترین هدیه که دادی تا حالا؟

من نمیگم کی بود ولی یه دستبند الماس گرون خریدم واسش که خیلی خوشگل بود و میدونم که دوسش داره.

آیا قصد دادن تراکی با سلنا داری؟

آره . سلنا خیلی با استعداده و خوب میخونه و مخالف این کار نیستیم!بزودی...

صبحت هایی در مورد ازدواج کن...

من هنوز فکرم رو درگیرش نکردم به طور کامل حالا خیلی زوده!اما بچه دوس دارم و نه یکی بیشتر از یکی!چون اگه تک باشه همبازی نداره مثل خودم که خیلی تنها بودم. اما مثل براد پیت و آنجلیناجولی حوصله بزرگ کردنشون رو ندارم ( خنده)

هنوز با مادرت زندگی میکنی درسته؟

آره و همیشه خواهد بود و معلم من باقی می مونه . واسه من بیشتر از اینا ارزش داره

درس مورد علاقت تو مدرسه؟

تاریخ آمریکا!این از تاریخ کانادا خودمون خیلی جالب تره. دراینجا اتفاقات شگفت انگیزتری انگار افتاده .از جنگ تا ... خیلی عالیه و بدترین درس هم من از ریاضیات متنفر هستم و واقعا خیلی! مثلا همین جبر به چه درد میخوره و قته ماشین حساب هست

اتاق خوابت چجوریاس؟

خیلی ساده ! یه تلوزیون 64 اینچی دارم!(من یه چارده اینچ دارم میگم پولدار به خودم :دی ) و کمد سفید ( من نارنجی دارم :دی ) و لامپ مهتابی سفید ( اینو تفاهم داریم :دی ) امااااااا تختم واسم خیلی مهم هست مثل یه سفینه فضایی هست خیلی مدرن !

یه آلبوم جدید تو راه داری

آره!هیجان انگیز هست . من تو این آلبوم همه ی سنین رو در نظر گرفتم و می خواهم انتظارات مردم رو برآورده کنم . این بار تو این آلبوم وسواس بیشتری به خرج دادم که کار خوبی در باید و امیدوارم تاریخی بشه

صحبت از زمان و تاریخ کردی ! داری از دبیرستان فارغ تحصیل میشی !

شاید تو مراسم شرکت کنم . اما آشر میگه ک برو و با دوستات مثل من جشن بگیر چون دیگه اینا اتفاق نمی افته مثل زمانی که من درسم تموم شد ! پس شاید مهمونی بگیرم.....
بعضی از جاهای ترجمه از تیم بیبر کمک شده بود...